تبليغاتX
شمس تبريز

رسانه ملی و جانبداری از فرقه دموکرات ؟

در ساعت 9 الی 10 شب مورخ سوم تیر ماه 1387 ، سریال دکتر قریب ،به کارگردانی آقای کیانوش عیاری ، دست به تحریف تاریخ زد . این قسمت سریال ، نشان می داد که پس از فرار فرقه دموکرات از آذربایجان ، دولت مرکزی ، برای گوشمالی و تادیب مردم آذربایجان ، قحطی ساختگی در آن استان ایجاد نمود تا مردم را با گرسنگی دادن بکشد .

 درست است که سیمای جمهوری اسلامی ، سعی در رد رژیم گذشته به هر قیمتی دارد ، اما سوال اینجاست که آیا چنین هدفی را باید از راه تحریف تاریخ و پایمال نمودن وحدت ملی بدست آورد ؟

مطابق اسناد برجای مانده ، نقش فرقه دموکرات ، ارسال منابع غذایی آذربایجان به شوروی آسیب دیده از جنگ بوده است . تاریخ اینرا می گوید و قابل اثبات است .

مسئولین صدا و سیمای جمهوری اسلامی لطف بفرمایند و مستندات خود را برای ساخت سریال بیان کنند که مطابق با کدام منبع تاریخی ، دولت مرکزی ایران ، در آذربایجان قحطی ایجاد کرد ...

قسمتهایی از سریال که در آن ادعا می شود مردان بدردبخور را به لرستان تبعید کردند و/یا قسمتی که مترجم دکتر قریب ادعا می کند که در زمان فرقه ، فقر برای همه بوده است ( اما در حال حاضر برای همه قحطی است ) ، از نظر ممیزی سازمان رادیو و تلویزیون چگونه قابل دفاع است ؟  

+ نوشته شده توسط عليرضا در دوشنبه 3 تیر1387 و ساعت 22:6 |

بر طبق گزارشهای دریافتی ، دولت باکو یک کانتینر حاوی قطعات نیروگاه اتمی بوشهر را در مرز آستارا توقیف نموده است . در ظاهر ادعای آن دولت این بوده است که بنا به تحریم سازمان ملل بر علیه ایران ، محموله هایی که کاربرد دوگانه قابل استفاده در برنامه هسته ای نظامی داشته باشند ، حق ورود به ایران را ندارند.
طرف روس که این کانتینر را ارسال نموده است ، اظهار نموده که عایقهای حرارتی ، تنها در نیروگاهها به کار می آیند و اصولا نمی توانند هیچ کاربرد نظامی ای داشته باشند و کل امور ترانزیت و ثبت محموله ، پیش از این انجام شده بوده است و مورد پنهانی یا غیر معمولی در بار این کانتینر وجود نداشته و ندارد ، حتی تاکید و پیشنهاد نموده است که درب کانتینر را باز کنند و آنرا بازرسی کنند تا ببینند هیچ مورد غیر قانونی ای در آن موجود نیست .
باکو ، در پاسخ ادعا می کند که باز کردن درب محموله خطرناک است و ممکن است باعث ایجاد آلودگی با مواد تشعشع زا شود ! و در مقابل درخواست نموده است که یک نماینده روسی جهت مذاکره در این مورد به باکو مراجعه کند .
گویا سه سال پیش مناقشه ای مشابه این مورد در خفا پیش آمده بوده که با دخالت آقای الهام علی یف و پوتین بی سرو صدا رفع شده بوده است ، اما علت اینکه این بار ، پس از ورود محموله به خاک آن کشور و درست هنگام ورود آن به ایران ، مناقشه ایجاد شده است ، نامعلوم می باشد .
شرکت روسی تامین کننده قطعات اعلام نموده است که در صورت عودت محموله به خاک روسیه ، پیدا کردن راهی برای تحویل آن به ایران بسیار آسان است ( مثلا از راه بنادر روسیه در دریای مازندران به نوشهر یا انزلی ) ، اما نفس عمل غیر معمول و ناگهانی باکو ، غیردوستانه و غیر منتظره بوده است .

قصد دولت باکو از ایجاد جنجال چیست ؟


پیوند مرتبط :

http://www.upi.com/International_Security/Energy/Analysis/2008/04/25/outside_view_irans_nuclear_fuel_stalled/2677/



+ نوشته شده توسط عليرضا در شنبه 7 اردیبهشت1387 و ساعت 13:52 |
خانم "فرشته مرادی" در  روزنامه ی جام جم شماره 2182، پنجشنبه 6 دی 1386، صفحه چهارده ، مقاله ای در مورد آثار باستانی شهر تکاب منتشر کردند. این مقاله، سمت و سوی پانترکیستی دارد و بدون معرفی هیچ مرجعی، ادعاهای نادرستی را منتشر نموده است .

تخت سلیمان یا آتشکده آذر گشنسب، از بناهای مذهبی دوران ساسانی است. متن مقاله با توجه به توهمی که در ذهن بیمار پانترکها وجود دارد، ابتدا اشکانیان را از نظر تاریخی " ترک " محسوب نموده و با توجه به این پیش فرض نادرست خود نوشته است :

 " در زمان اشکانیان در نهایت آبادی و اوج قدرت بوده و در نتیجه ی حمله ی رومیان و تاخت و تاز اقوام وحشی پارس و عرب ویران شده و آثار تمدن آن به میزان زیادی از بین رفته است "

لازم به ذکر است که در ادبیات پانترکی، جمله بالا به معنی اشاره به ایرانیان و مسلمانان است .

در جای دیگری از مقاله نویسنده اشاره می کند که : " تخت سلیمان به عنوان نماد وحدت کشور آذربایجان ".

کدام "کشور" آذربایجان ؟ آیا نام و سرزمین آذربایجان هیچگاه خارج از مجموعه ایران در فراخنای تاریخ وجود داشته است ؟

 

 

+ نوشته شده توسط عليرضا در پنجشنبه 13 دی1386 و ساعت 13:16 |

رعایت امانت در ترجمه ، یا پنهان کردن اطلاعات به قصد خاص ؟

خانم شافر مامور سابق ارتش اسرائیل

مدتی است که با اجازه نشر اثر دانشجویی ، کتابی را با تیراژبالا منتشر کرده اند که برخلاف اجازه نشر و پخش آثار دانشجویی ، هم نشر وسیعی داشته است و هم پخش گسترده .


این کتاب ، کتابی است بنام

" Borders and Brethren: Iran and the Challenge of Azerbaijani Identity  "

 که بنام "مرزها و برادری :هویت آذربایجانی" عرضه شده است و نویسنده آن خانم " Brenda Shaffer "  ( برندا شافر ) می باشد ، که بنام برندا  شیفر معرفی کرده اند .


برای پنهان کردن این واقعیت که نویسنده کتاب ، مامور اطلاعاتی اسرائیل است و کاملا برای ایجاد اختلاف میان ایرانیان آموزش دیده و حقوق می گیرد ، در ترجمه کتاب ، رعایت امانت در ترجمه نشده است و مترجمین ، بنا به دلخواه خود ، هم ترتیب مطالب را برهم زده اند و هم متن کتاب را " جراحی زیبایی " کرده اند تا چهره کریه مامور اطلاعاتی ارتش اسرائیل را پنهان کنند .
 

 
در صفحه 18 ، قسمت معرفی مولف ، ترجمه به این شکل است :

" خانم دکتر برندا شیفر مدیر تحقیقات برنامه مطالعاتی کاسپین در کالج کندی دانشگاه هاروارد می باشد . سیفر متخصص و صاحب نظر مسائل خاورمیانه ، قفقاز ، سیاست ایران در منطقه دریای خزر ، روابط ایران و روسیه ، سیاستهای قومی ایران و مناقشه قاراباغ کوهستانی می باشد .وی در چندین دانشگاه خاورمیانه تدریس می کند . همچنين در مؤسسه تحقيقاتي Harry.S.Truman به تحقيق و پژوهش در امور جنگ و صلح مشغول است . شيفر نويسنده كتاب :
 " Partner in weed: the strategic relationship of Russia and Iran (Washington Institute for Near East policy, 2001) "

ايشان چندين مقاله راهبردي در مورد منطقه درياي خزر نوشته كه مورد استفاده دولت آمريكا نيز قرار گرفته است.

 و اثر ديگر وي كتاب :
 The Iimits of Culture: Foreign Policy, Islam and The Caspian

 كه توسط دانشگاه MIT در سال 2003 منتشر شده است "

اما اصل متن کتاب چیست ؟
 صفحه 237 :

""About the author

Brenda Shaffer is the research director of the Caspian Studies Program at Harvard 
University's Kennedy School of Goverment.Shaffer is a specialist on central Asia , 
the Caucasus,Iran's policies in the Caspian region, Russian-Iranian relations,ethnic 
politics in Iran , and the Nagorno-Karabagh conflict.She lectures at the Hebrew 
University of Jerusalem and is the recipient of the "Young Truman Scholars" award 
in the field of Middle East studies at the Harry S.Truman Research Institute for the 
Advancement of Peace at the Hebrew University. She received her Ph.D. from Tel 
Aviv university , and has served in the Israel Defense Forces.
  Shaffer is the authour of the book Partners in Need: The strategic Relationship Of 
Russia and Iran (Washington Institute for Near East policy, 2001).She has 
published a major policy recommendation paper for the Bush Administration on 
U.S. policy in the Caspian region , and is researching a book on the connection 
between culture and foreign policy,
 The Iimits of Culture: Foreign Policy, Islam and The Caspian ( The MIT Press, 
forthcoming 2003)"


 "

 
ترجمه واقعی :


در مورد نویسنده

برندا شافر مدیر تحقیقاتی برنامه مطالعات  خزر در مدرسه امور دولتی کندی در دانشگاه هاروارد است.  شافر متخصص آسیای مرکزی ، قفقاز ، سیاستهای ایران در ناحیه خزر ، مناسبات روسیه – ایران ، سیاست  قومی در ایران و مناقشه ناگورنو- قره باغ میباشد. ایشان در دانشگاه عبری اورشلیم تدریس می کند و دریافت کننده جایزه " دانشگاهیان جوان ترومن" در  زمینه مطالعات خاورمیانه از انستیتوی تحقیقاتی هاری اس ترومن برای پیشبرد صلح در دانشگاه عبری بوده است . او مدرک PHD  خود را از دانشگاه تل آویو دریافت کرد و در  ارتش اسرائیل خدمت نموده است . شافر نویسنده کتاب " همکاران  زمان نیاز : روابط راهبردی روسیه و ایران " انستیتو واشنگتن برای سیاستهای شرق نزدیک سال 2001 ، می باشد . ایشان توصیه های عمده ای برای دولت بوش منتشر کرده است  که مربوط به سیاست های آمریکا در ناحیه خزر بوده و در مورد نوشتن کتابی در باره ارتباط بین فرهنگ و سیاست خارجی  تحقیق می کند که نام آن : " مرزهای فرهنگ : سیاست خارجی ، اسلام و ناحیه خزر " می باشد که  انتشارات MIT آنرا در سال 2003 منتشر خواهد کرد .

 

 

 

+ نوشته شده توسط عليرضا در دوشنبه 22 مرداد1386 و ساعت 19:16 |
سه شنبه دوم امرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۶ الی ۲۰

دانشگاه علوم پزشکی تهران - تالار ابن سینا

همایش ایران ورجاوند

+ نوشته شده توسط عليرضا در یکشنبه 31 تیر1386 و ساعت 13:53 |
+ نوشته شده توسط عليرضا در دوشنبه 11 تیر1386 و ساعت 21:40 |

 

درگذشت استاد پرویز ورجاوند

 

"پرویز ورجاوند" باستان شناس و سیاستمدار ایرانی، صبحگاه شنبه ۱۹ خرداد دارفانی را وداع گفت . ایشان از اعضای شورای رهبری جبهه ملی بودند .

 

مراسم تشییع جنازه دکتر پرویز ورجاوند ،سه شنبه 9صبح مقابل بیمارستان باهنر( فرهنگیان سابق ) ، خیابان نیاوران منظریه یکم ، برگزار خواهد شد .

 

+ نوشته شده توسط عليرضا در یکشنبه 20 خرداد1386 و ساعت 12:51 |

نوروزتان خجسته باد

يكي از پزشكان آذربايجاني كشورمان كه انديشمندي فرهيخته و بزرگوار هستند و اكنون در كهن‌سالي بسر مي‌برند پژوهش شگفتي پيرامون شناخت واژه‌ها بويژه واژه‌هاي پزشكي انجام داده‌اند كه در ديداري كه با ايشان داشتيم دربارهء آن نيز گفتگو شد. خواستيم متن كامل مصاحبه را كه با دكتر محمدعلي سجاديه انجام شده اينجا قرار دهيم اما بسيار زياد است و تنها بخشي از مقالهء زيباي اين دانشمند دربارهء واژه‌هاي درد را و هر آن چيزي كه با آن در ارتباط است منتشر مي‌كنيم. اميد است كاري كه در راستاي شناخت واژه‌هاي آذري‌كهن آغاز كرده‌ايم و سرور بزرگوار جناب البرز در جستار پيشين منت گذاشته و متولي آن شده‌اند همچنان مانند گذشته دنبال شود تا انبوه ايرانيان آستين بالا زده و خود به گزارش كار نياكان بپردازند. چه اين پروژهء بزرگ كه سالهاي سال پژوهشگران را بخود جذب كرده است در آينده كتابهايي شود كه همه‌مان از آن بهره بريم.

چکیده ای بس مهم از مقاله مربوطه:

واژه‌هاي پزشكي در ناميدن بيماريها بويژه واژه‌هايي كه نوع درد را مي‌نمايانند در زبان فارسي و ديگر زبانهاي محلي ايراني بسيار زيادند و  از آن ميان واژه‌هايي چون پيخال، ژفره، آژيخ، آدوس، (شبكور، كسي كه بينائيش محدود باشد) را داريم كه نه تنها در پزشكي امروز ايران مانند ندارد، كه جاي چنين واژه‌هايي در فرهنگ جهاني نيز خالي است!

شگفت آنكه سده‌ها پيش از اين «امير عليشير نوايي» نویسنده و شاعر بزرگ خوارزم و پیرو «شیخ عبدالرحمن جامی» کتابی بنام «محاکمه اللفتین» پیرامون مقایسه فارسی و ترکی جغتائی نگاشته است. وی در این کتاب ضمن اعتراف به مناسبتر بودن پارسی برای سرودن رباعی و غزل و قصیده و کلا ادبیات به واژه‌های متعدد ترکی جغتائی که در فارسی مانند ندارند(!) اشاره می کند. در زمان حاضر نویسنده و پزشگ آذری دکتر جواد هیات که شوربختانه ره بسوی ایران‌ستیزی گرفته‌ است «مقایسه اللفتین» را به رشته نگارش درآورده، همین نظر را براي مقایسه فارسی و ترکی‌آذری كپي كرده و بدان بال و پر نيز داده است.

اگرچه اين دو نويسنده گرامي از آنسوي قضيه يعني واژه‌هاي پارسي دري و كردي و بلوچي و فراهاني و شوشتري كه در تركي ماننده ندارد چشم پوشيده‌اند! ما نيز از روش ايشان براي مقايسه زبانهاي فارسي و انگليسي سود مي‌جوئيم.

يكي از واژه‌هاي عميق و پر مفهوم پارسي « درد » است. با توجه به عبارتهاي دردا، دردش‌گرفته، در آن سينه كه دردي نيست دل نيست، سينه‌درد، درد سر، درد دل، سردرد، مرده‌درد، پس‌درد... درمي‌يابيم كه در درون اين واژه مفاهيم متعددي از افسوس، زايمان، عشق، ميل و تشنگي به درك حقيقت، دردهاي عضوي و عضلاني، گشودن راز دل و غيره نهفته است كه در زمينهء گسترده‌اي از پزشكي گرفته تا متنهاي عرفاني و ادبي و مذهبي و زبانشناسي كاربرد دارد.

آيا Ache يا Pain انگليسي و يا Algos يوناني كه در متنهاي پزشكي بگونهء Algie درآمده چنين وسعت و عظمتي را دارند؟ شگفت آنكه زبان انگليسي و نظاير اين زبان‌هاي بين‌المللي حتي به اندازه زبان بخشي از ايران يعني تركي آذري رسائي ندارند. براي نمونه در زبان مردم آذربايجان و بخشهاي ديگر ترك‌زبان براي درد  9ــ10 واژه وجود دارد:

سيزيش‌لاماق؛ همريشه با سوزش پارسي.

گيزگيزي‌ماخ؛  همريشه با گزگز پارسي.

زقي، كه درد همراه با ضربان و صدا است؛ همريشه با ژغژغ (برهان قاطع) و در فارسي مصطلح زق‌زق كردن (زُغزُغ كردن) يا زق‌زدن است.

آجي، بمعني درد تحريك شده؛ همريشه با آژ پارسي و آج گيلكي.

يانقي، بمعني درد با حرارت؛ همريشه با يان پارسي.

اينجمك، درد هنگام زمين‌خوردن؛ همريشه با انجوخ و رنجه پارسي.

گوينه‌مك، درد همراه سوختن؛ همريشه با گداز پارسي.

چنانچه سانجي تركي با ژانكه كُردي، ژن پارسي و تساو ارمني همريشه است.

 

بدين ترتيب درمي‌يابيم كه زبان غني تركي آذري چه پيوندهاي انكار ناپذير و فرهنگي با زبان پارسي دارد. نيز در اين زبان چه اصطلاحات دقيقي براي درد وجود دارد كه در زبان انگليسي بي‌مانند است. و نيز ريشه همسان Ache انگليسي و آك پارسي و آگري توراني(آغري آذري) را مي‌بينيم و اين ريشه اگر از ايران مايه نگرفته باشد باز هم گواه ديگري بر بستگي زبانهاي مردم ايران و انگلستان است. حال ممكن است دربارهء برخي از اين ريشه‌ها بحث موافق و مخالف ساز شود مثلا يان پارسي(هذيان) را با يانشماق توراني(پرگوئي) و يان و حرارت (توجه كنيم كه هذيان در زمان تب و حرارت بالا عارض مي‌شود! ) همريشه ندانند بماند، لااقل پيوند سيزيش‌لاماق و سوزش و گيزگيزلاماخ و گزگز و امثال آن انكار پذير نيست، و باز هم جالب است كه با اينهمه واژه در زبان توراني، وقتي به ادبيات تركي آذري نگاه مي‌افكنيم و اين قطعه را مي‌بينيم كه: «اگر درياها مركب شوند و جنگل‌ها قلم، و اگر ميرزاها بنويسند، باز هم اي كرم نازآفرين، دردداري»

سنه قربان اولوم اي نازلي كرم

دريالار مركب اولا ريشه‌لر قلم

ميرزالار يازديتچا دردون‌وارستون

درمي‌يابيم كه در زبان شعر و ادب باز هم مناسبتر از همهء اين واژه‌ها در زبان شعر و احساس آذري همان درد است و بس!

 

--------------------------------------------

+ همايش سفينهء تبريز

+ زبان آذري كهن هنوز زنده است!

+ شهاب عنبران

+ 300 يا 7400 ؟

+ نوشته هادي اردبيلي دربارهء ايران شمالي

+ نوشته شده توسط عليرضا در یکشنبه 5 فروردین1386 و ساعت 1:29 |
یکی از دوستان نویسنده و فرهیخته این تارنگار بنام البرز، پژوهشی شایسته در بررسی برخی از واژه‌های برجای مانده از «آذری كهن» انجام داده‌اند كه در دنباله خواهيم خواند. از همهء دوستان آذربايجانی و نيز همهء کسانی که با زبان كنونی مردم آذربایجان آشنایی دارند درخواست می‌شود كه در اين راه نيك همراهمان باشند.

فراخوان

 

برای پیدا کردن ردپای آذری باستان در ترکی آذری

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عليرضا در شنبه 31 تیر1385 و ساعت 22:50 |

 هرگز واژهء «پارس» نام یک حیوان و یا صدای آن نبوده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عليرضا در شنبه 3 تیر1385 و ساعت 0:55 |